محمد بن محمود دهدار شيرازى

59

رسائل دهدار ( فارسى )

اينجا آن حركت مستطيل را كه عبارت است از سير نقطهء محيط به مركز ، يا از مركز به محيط ، هرگاه كه جمع كنيم با آن حركت مستدير كه افتتاح يافته و حركت مستطيل از آن متحقق شده ، شكل لام از آن حاصل مىشود . پس لام جامع حركتين باشد و مناسب مرتبهء جامعهء انسانى . پس لام به ظهور الف در وى احق باشد از باقى حروف . وجه ديگر آنكه نسبت مركزيت لام را با الف متحقق است كه هر يك مركز ديگرى شده‌اند كه خبر از مرتبهء « الانسان سرّى و انا سرّه » « 1 » مىدهند ، و اللّه اعلم . وجه ديگر آنكه ميان الف و لام موافقت معنوى است . زيرا كه عدد الف را با عدد لام توافق است . بدين دستور : 111 71 90 272 71 111 90 272 الف لام فى جمعا لام الف ميم جمعا . « 2 » همچنين حقيقت انسانى را با وجود عام تطابق است به حسب شمول و ظهور ؛ و اللّه اعلم بحقائق الامور . پس الف در عالم تلفظ نسخهء تعيّن اوّل باشد و چون اين تعيّن به اعتبار انبساط ملحوظ شود ، شكل باء است كه مرتبهء نبوّت است و نقطهء ولايت [ را ] كه همان نقطهء نسبت به مبدأ است در تحت دارد . لهذا ولى تابع نبى است . و چون حرف با صورت اوّل تعيّن اوّل است ، پس مرتبهء دوّم باشد از ظهور و عددش دو باشد . و چون اين مرتبه را با سابق ملاحظهء نسبت رود - زيرا كه نبوت اخبار است - پس علم اينجا به ظهور مىرسد كه نسبت ميان عالم و معلوم است . پس سه چيز تحقق مىيابد . منتسبين و نسبت و حرف جيم كه شكل مثلث دارد و عدد سه حصول مىيابد . و كذلك به هر اعتبارى و تعيّن حرفى متحصل مىشود تا بيست و هشت حرف از الف تمام مىگردد . پس همچنان‌كه آن تجلى ذاتى حقيقت تعيّن اوّل است و تعيّن اوّل حقيقت تعيّنات ، مراتب كليه بيست و هشتگانه و جزئيات عالم از نسبت و امتزاج اين مراتب تحقق مىيابد ، همچنين آن نقطه كه مبدأ امتداد نفس است ، حقيقت

--> ( 1 ) . احاديث مثنوى ، ص 62 . ( 2 ) . اعداد سابق الذكر در مج و رضوى وجود ندارند .